آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٣ - عكس سالبه كليه
بعض الحجر انسان و لا شئ من الانسان بحجر فينتج بعض الحجر ليس بحجر و هو سلب الشئ عن نفسه و هذا محال و منشأه هو نقيض العكس لانّ الاصل صادق و الهيئة منتجة، فيكون نقيض العكس باطلا، فيكون العكس حقّا و هو المطلوب .
ترجمه و شرح :
عكس سالبه كليّه
عكس قضاياى سالبه كلّيّه حتما كلّى است و دليل آن كلامى است كه مصنّف در متن آورده و مرحوم محشّى در ذيلش چنين ميفرمايد :
تقرير و توضيح اينكلام آنستكه بگوئيم :
قضيّه ذيل كه سالبه كليّه است يعنى :
لا شئ من الانسان بحجر ( هيچ انسانى سنگ نيست ).
قطعا صادق است حال ادّعاء اينستكه عكس آن قضيّه صادق ديگرى است باين شرح :
لا شئ من الحجر بانسان ( هيچ سنگى انسان نيست ).
زيرا اگر اين قضيّه دوّم را بعنوان عكس نپذيريم بناچار و نقيض آن را بايد قبول كنيم و آن عبارتست از موجبه جزئيه باين شرح :
بعض الحجر انسان ( بعضى از سنگها انسان هستند ).
حال چون اصل صادق بوده اين قضيّه نيز كه بحسب فرض عكس است مىبايد صادق باشد در حاليكه چنين نيست زيرا وقتى با اصل قضيّه ضميمه شده و تشكيل قياس ميدهد مستلزم نتيجهاى است كه در آن سلب شئ از نفس ميشود چه آنكه در مقام تشكيل قياس اگر بگوئيم : بعض الحجر انسان ( صغرى ) و لا شئ من الانسان بحجر ( كبرى ) نتيجه بعض الحجر ليس بحجر ميشود و اين امر محال و غير ممكنى است و صرفا منشاء اين تالى فاسد آنستكه عكس يعنى سالبه كلّيّه را نپذيرفته و نقيض آنكه موجبه جزئيه بود
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص